اعمال مشترک روزهای ماه شعبان

ما این روایات مربوط به اعمال مستحبی روزانه را
از کتاب اقبال الاعمال اثر سید بن طاووس صرفا "نقل" میکنیم .
پیشنهاد ما این است که شما خواننده ی گرامی لطفا برای عمل به این روایات از مرجع تقلید خود استفتا کرده و از ایشان اجازه بگیرید
برای دیدن یک سری نکات مهم اینجا کلیک کنید

۱ - تهلیل در ماه شعبان

وَجَدْنَا ذَلِكَ فِي كُتُبِ الْعِبَادَاتِ عَنِ النَّبِيِّ ص قَالَ‏

در برخى كتاب‌هاى عبادات به نقل از پيامبر اكرم-صلّى اللّه عليه و آله و سلّم-آمده است:

[وَ] مَنْ قَالَ فِي شَعْبَانَ أَلْفَ مَرَّةٍ

هر كس در ماه شعبان  هزار  بار بگويد:

لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ‏ وَ لَا نَعْبُدُ إِلَّا إِيَّاهُ‏ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ

معبودى جز خدا نيست و ما جز او را نمى‌پرستيم در حالى كه عبادات خود را خالصانه براى او انجام مى‌دهيم، هرچند مشركان بدشان بيايد.

كَتَبَ اللَّهُ لَهُ عِبَادَةَ أَلْفِ سَنَةٍ وَ مَحَا عَنْهُ ذَنْبَ أَلْفِ سَنَةٍ وَ يَخْرُجُ مِنْ قَبْرِهِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَ وَجْهُهُ يَتَلَأْلَأُ مِثْلَ الْقَمَرِ لَيْلَةَ الْبَدْرِ وَ كُتِبَ عِنْدَ اللَّهِ صِدِّيقا

خداوند عبادت  هزار  ساله را براى او مى‌نويسد و گناه  هزار  ساله را از او مى‌زدايد و در روز قيامت از قبر بيرون مى‌آيد، در حالى كه صورتش مانند ماه شب چهاردهم مى‌درخشد و نيز خداوند او را در نزد خود صديق مى‌نويسد.

[منبع]

۲ - استغفار مخصوص هر روز ماه شعبان

رَوَيْنَا ذَلِكَ بِإِسْنَادِنَا إِلَى مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ الصَّفَّارِ مِنْ كِتَابِ فَضْلِ الدُّعَاءِ بِإِسْنَادِهِ فِيهِ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع‏

«محمد بن حسن صفّار» در كتاب «فضل الدّعاء» آورده است كه امام صادق-عليه السّلام- فرمود:

مَنْ قَالَ فِي كُلِّ يَوْمٍ مِنْ شَعْبَانَ سَبْعِينَ مَرَّةً

هركس در هر روز از ماه شعبان  هفتاد بار بگويد،

أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ الَّذِي‏ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ‏ الرَّحْمنُ الرَّحِيمُ‏ وَ أَتُوبُ إِلَيْهِ

از خدايى كه معبودى جز او نيست و زنده و پاينده و رحمت‌گستر و مهربان است، آمرزش طلبيده و به درگاه او توبه مى‌كنم.

وَ فِي رِوَايَةِ جَدِّي أَبِي جَعْفَرٍ الطُّوسِيِّ رَحِمَهُ اللَّهُ

و بنابر نقل جدّم «ابو جعفر طوسى» -رحمه اللّه-: هركس در ماه شعبان  هفتاد بار بگويد،

أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ الَّذِي‏ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ الرَّحْمنُ الرَّحِيمُ‏ الْحَيُّ الْقَيُّومُ‏ وَ أَتُوبُ إِلَيْهِ

از خدايى كه معبودى جز او نيست و رحمت‌گستر و مهربان و زنده و پاينده است، آمرزش طلبيده و به درگاه او توبه مى‌كنم.

وَ فِي رِوَايَةِ الصَّفَّارِ يُكْتَبُ فِي الْأُفُقِ الْمُبِينِ قَالَ قُلْتُ مَا الْأُفُقُ الْمُبِينُ قَالَ قَاعٌ بَيْنَ يَدَيِ الْعَرْشِ فِيهَا أَنْهَارٌ تَطَّرِدُ فِيهِ مِنَ الْقِدْحَانِ عَدَدَ النُّجُومِ

اين  هفتاد استغفار در «افق مبين» براى او نوشته مى‌شود [و بنابر نقل جدّم «طوسى» : خداوند اين  هفتاد استغفار را در «افق مبين» مى‌نويسد.]

وَ فِي رِوَايَةِ جَدِّي الطُّوسِيِّ زِيَادَةُ كَتَبَهُ اللَّهُ فِي الْأُفُقِ الْمُبِينِ ثُمَّ اتَّفَقَا فِي اللَّفْظِ وَ زَادَ الطُّوسِيُّ عَدَدَ نُجُومِ السَّمَاء

راوى مى‌گويد: عرض كردم: مقصود از «افق مبين» چيست؟ فرمود: زمين مسطحى در جلوى عرش كه نهرهايى در آن جارى است و به شماره‌ى ستارگان آسمان جام در آن‌ها وجود دارد.

[منبع]

۳ - مناجات شعبانیه

أقول أنا و اسم بن خالويه الحسين بن محمد و كنيته أبو عبد الله و ذكر النجاشي أنه كان عارفا بمذهبنا مع علمه بعلوم العربية و اللغة و الشعر و سكن بحلب و ذكر محمد بن النجار في التذييل و قد ذكرناه في الجزء الثالث من التحصيل فقال عن الحسين بن خالويه كان إماما أوحد أفراد الدهر في كل قسم من أقسام العلم و الأدب و كان إليه الرحلة من الأوقات و سكن بحلب و كان آل حمدان يكرمونه [و حال به حتى‏] و مات بها قال إنها مناجاة أمير المؤمنين علي بن أبي طالب ع و الأئمة من ولده ع كانوا يدعون بها في شهر شعبان‏

نام «ابن خالويه» ، «حسين بن محمد» و كنيه‌اش «ابو عبد اللّه» است و «نجاشى» از او اين‌گونه ياد كرده است: «به مذهب ما آشنا بود و افزون بر آن از علوم عربى، لغت و شعر اطلاع داشت و در شهر «حلب» سكونت داشت.» «محمد بن نجار» نيز نام او را در كتاب «التذييل» آورده و گفته است كه نام او را در جزء سوم كتاب «التحصيل» نيز ذكر كرده‌ايم و درباره‌ى او چنين مى‌نگارد: «حسين بن خالويه، پيشوا و از افراد نادر روزگار در انواع علم و ادب بود و مردم براى كسب دانش از نواحى مختلف به سوى او كوچ مى‌كردند. او در شهر «حلب» سكونت داشت و مورد احترام «آل حمدان» بود و در همان‌جا نيز از دنيا رفت.» در هر حال، «ابن خالويه» مى‌گويد: اين مناجات، مناجات امير مؤمنان علىّ بن ابى طالب-عليه السّلام-و امامان ديگر از فرزندان او-عليهم السّلام-است، كه در ماه شعبان آن را مى‌خواندند:

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ

خدايا، بر محمد و آل محمد درود فرست

وَ اسْمَعْ دُعَائِي إِذَا دَعْوَتُكَ وَ اسْمَعْ نِدَائِي إِذَا نَادَيْتُكَ

و آن‌گاه كه تو را فرا مى‌خوانم، دعايم را بشنو و آن‌گاه كه با تو سخن مى‌گويم، صدايم را بشنو

وَ أَقْبِلْ عَلَيَّ إِذَا نَاجَيْتُكَ فَقَدْ هَرَبْتُ إِلَيْكَ وَ وَقَفْتُ بَيْنَ يَدَيْكَ مُسْتَكِيناً [مسكيناً] لَكَ مُتَضَرِّعاً إِلَيْكَ

و آن لحظه كه با تو راز و نياز مى‌كنم به من روى بنما! زيرا من به سوى تو گريخته و در پيشگاهت ايستاده‌ام، در حالى كه نيازمند توام و به درگاه تو تضرع و زارى نموده

رَاجِياً لِمَا لَدَيْكَ ثَوَابِي [تَرَانِي‏] وَ تَعْلَمُ مَا فِي نَفْسِي وَ تَخْبُرُ حَاجَتِي وَ تَعْرِفُ ضَمِيرِي

و به پاداشى كه نزد تو دارم، اميد دارم [و تو مرا مى‌بينى]و از آنچه در دلم مى‌گذرد آگاهى و نياز مرا مى‌دانى و از راز درونم اطلاع دارى.

وَ لَا يَخْفَى عَلَيْكَ أَمْرُ مُنْقَلَبِي وَ مَثْوَايَ

نه امور آخرتم بر تو پوشيده است و نه سرگذشت دنيايم.

وَ مَا أُرِيدُ أَنْ أَبْدَأَ بِهِ مِنْ مَنْطِقِي وَ أَتَفَوَّهَ بِهِ مِنْ طَلِبَتِي وَ أَرْجُوهُ لِعَافِيَتِي‏

هم‌چنين آنچه مى‌خواهم بر زبان آورم و نيازى كه به آن لب مى‌گشايم و سرانجامى كه به آن اميد بسته‌ام، بر تو پنهان نيست.

وَ قَدْ جَرَتْ مَقَادِيرُكَ عَلَيَّ يَا سَيِّدِي فِيمَا يَكُونُ مِنِّي إِلَى آخِرِ عُمُرِي

سرور من، تقدير تو در همه‌ى كارها و حالات اعم از باطن و ظاهرم

مِنْ سَرِيرَتِي وَ عَلَانِيَتِي وَ بِيَدِكَ لَا بِيَدِ غَيْرِكَ زِيَادَتِي وَ نَقْصِي وَ نَفْعِي وَ ضُرِّي

تا پايان زندگى، جارى است و افزونى يا كاستى و سود يا زيان من، تنها به دست تو است.

إِلَهِي إِنْ حَرَمْتَنِي فَمَنْ ذَا الَّذِي يَرْزُقُنِي وَ إِنْ خَذَلْتَنِي فَمَنْ ذَا الَّذِي يَنْصُرُنِي

معبودا، اگر تو مرا محروم سازى، كيست كه روزى‌ام دهد؟ و اگر تو مرا خوار كنى، كيست كه يارى‌ام كند؟

إِلَهِي أَعُوذُ بِكَ مِنْ غَضَبِكَ وَ حُلُولِ سَخَطِكَ

معبودا، از خشمت و فرود آمدن كيفرت، به تو پناه مى‌آورم.

إِلَهِي إِنْ كُنْتُ غَيْرَ مُسْتَأْهِلٍ لِرَحْمَتِكَ فَأَنْتَ أَهْلٌ أَنْ تَجُودَ عَلَيَّ بِفَضْلِ سَعَتِكَ

معبودا، اگر من سزاوار رحمتت نيستم، تو شايسته‌ى آنى كه از بخشش گسترده‌ات به من ارزانى دارى.

إِلَهِي كَأَنِّي بِنَفْسِي وَاقِفَةٌ بَيْنَ يَدَيْكَ وَ قَدْ أَظَلَّهَا حُسْنُ تَوَكُّلِي عَلَيْكَ [فقلت‏] فَفَعَلْتَ مَا أَنْتَ أَهْلُهُ وَ تَغَمَّدْتَنِي بِعَفْوِكَ

معبودا، گويى اكنون در پيشگاهت ايستاده‌ام و توكل زيبايم بر تو، بر سرم سايه گسترده است و تو آن‌گونه كه سزاوار تو است فرمان رانده و مرا در عفو خويش فرو برده‌اى.

إِلَهِي إِنْ عَفَوْتَ فَمَنْ أَوْلَى مِنْكَ بِذَلِكَ

معبودا، اگر عفو كنى، كيست كه از تو به اين كار سزاوارتر باشد؟

وَ إِنْ كَانَ قَدْ دَنَا أَجَلِي وَ لَمْ يَدْنُ [يدنني‏] مِنْكَ عَمَلِي فَقَدْ جَعَلْتُ الْإِقْرَارَ بِالذَّنْبِ إِلَيْكَ وَسِيلَتِي

و اگر سرآمد عمر و مرگم نزديك است ولى عملم مرا به تو نزديك نكرده است، اعتراف به گناه را دستاويزى براى نزديكى به تو مى‌سازم.

إِلَهِي قَدْ جَرْتُ عَلَى نَفْسِي فِي النَّظَرِ لَهَا فَلَهَا الْوَيْلُ إِنْ لَمْ تَغْفِرْ لَهَا

معبودا، با گرايش به نفس خويش، بر خود ستم كردم. پس واى بر اين نفس، اگر او را نيامرزى!

إِلَهِي لَمْ يَزَلْ بِرُّكَ عَلَيَّ أَيَّامَ حَيَاتِي فَلَا تَقْطَعْ بِرَّكَ عَنِّي فِي مَمَاتِي

معبودا، در سراسر زندگى‌ام، نيكى‌ات همواره مرا مى‌نواخت، پس به گاه مرگم نيز نيكى‌ات را از من دريغ مدار.

إِلَهِي كَيْفَ آيَسُ مِنْ حُسْنِ نَظَرِكَ لِي بَعْدَ مَمَاتِي وَ أَنْتَ لَمْ تُوَلِّنِي إِلَّا الْجَمِيلَ فِي حَيَاتِي

معبودا، چگونه از نگاه زيباى تو بعد از مرگ نااميد شوم، در حالى كه در زندگانى‌ام هرچه با من كردى زيبا بود؟ !

إِلَهِي تَوَلَّ مِنْ أَمْرِي مَا أَنْتَ أَهْلُهُ وَ عُدْ عَلَيَّ بِفَضْلِكَ عَلَى مُذْنِبٍ قَدْ غَمَرَهُ جَهْلُهُ

معبودا، آن‌گونه كه خود سزاوارى، كار مرا عهده‌دار شو و با بخشش افزون خويش، اين گنه‌كار را كه نادانى در گردابش فرو برده است، درياب.

إِلَهِي قَدْ سَتَرْتَ عَلَيَّ ذُنُوباً فِي الدُّنْيَا وَ أَنَا أَحْوَجُ إِلَى سَتْرِهَا عَلَيَّ مِنْكَ فِي الْأُخْرَى

معبودا، در دنيا، گناهان مرا پوشيدى و من در جهان ديگر، به پرده‌پوشى تو محتاج‌ترم.

إِلَهِي قَدْ أَحْسَنْتَ إِلَيَّ إِذْ لَمْ تُظْهِرْهَا لِأَحَدٍ مِنْ عِبَادِكَ الصَّالِحِينَ

معبودا، به من نيكى كردى كه گناهانم را بر هيچ يك از بندگان شايسته‌ات فاش نساختى،

فَلَا تَفْضَحْنِي يَوْمَ الْقِيَامَةِ عَلَى رُءُوسِ الْأَشْهَادِ

پس در روز قيامت نيز نزد حاضران رسوايم مساز.

إِلَهِي جُودُكَ بَسَطَ أَمَلِي وَ عَفْوُكَ أَفْضَلُ مِنْ عَمَلِي

معبودا، بخشش تو بساط آرزوى مرا گسترد و عفو تو برتر از عمل من است.

إِلَهِي فَسُرَّنِي بِلِقَائِكَ يَوْمَ تَقْضِي فِيهِ بَيْنَ عِبَادِكَ إِلَهِي اعْتِذَارِي إِلَيْكَ اعْتِذَارُ مَنْ لَمْ يَسْتَغْنِ عَنْ قَبُولِ عُذْرِهِ

معبودا، در آن روز كه ميان بندگانت داورى مى‌كنى، مرا به ديدار خود شاد گردان. معبودا، پوزش خواستن من از درگاه تو، پوزش‌خواهى كسى است كه به عذرپذيرى سخت نيازمند است،

فَاقْبَلْ عُذْرِي [يَا كَرِيمُ‏] يَا أَكْرَمَ مَنِ اعْتَذَرَ إِلَيْهِ الْمُسِيئُونَ

پس [اى كريم]اى گرامى‌ترين كسى كه بدكاران از او پوزش مى‌خواهند، عذر مرا بپذير.

إِلَهِي لَا تَرُدَّ حَاجَتِي وَ لَا تُخَيِّبْ طَمَعِي وَ لَا تَقْطَعْ مِنْكَ رَجَائِي وَ أَمَلِي

معبودا، نيازم را باز مگردان و آرزويم را بى‌ثمر مگذار و اميدم را از خويش گسسته نساز.

إِلَهِي لَوْ أَرَدْتَ هَوَانِي لَمْ تَهْدِنِي وَ لَوْ أَرَدْتَ فَضِيحَتِي لَمْ تُعَافِنِي

معبودا، اگر خوارى‌ام را مى‌خواستى، هرگز راه را به من نشان نمى‌دادى و اگر مى‌خواستى رسوايم كنى، هرگز مرا تندرستى نمى‌بخشيدى.

إِلَهِي مَا أَظُنُّكَ تَرُدُّنِي فِي حَاجَةٍ قَدْ أَفْنَيْتُ عُمُرِي فِي طَلَبِهَا مِنْكَ

معبودا، هرگز گمان نمى‌كنم مرا در رابطه با نيازى باز گردانى كه عمر خويش را در طلب آن از تو سپرى ساخته‌ام.

إِلَهِي فَلَكَ الْحَمْدُ أَبَداً أَبَداً دَائِماً سَرْمَداً يَزِيدُ وَ لَا يَبِيدُ كَمَا تُحِبُّ وَ تَرْضَى

معبودا، جاودانه و جاودان، همواره و تا هميشه، سپاس از آن تو باد، سپاسى كه فزونى گيرد و نيستى نپذيرد، همان گونه كه تو مى‌پسندى و خشنودى.

إِلَهِي إِنْ أَخَذْتَنِي بِجُرْمِي أَخَذْتُكَ بِعَفْوِكَ وَ إِنْ أَخَذْتَنِي بِذُنُوبِي أَخَذْتُكَ بِمَغْفِرَتِكَ

معبودا، اگر مرا از يزيد بزهكارى‌ام بازخواست كنى، به دامان عفو تو چنگ مى‌زنم.

وَ إِنْ [إذا] أَدْخَلْتَنِي النَّارَ أَعْلَمْتُ أَهْلَهَا أَنِّي أُحِبُّكَ

اگر مرا به دوزخ افكنى، دوزخيان را آگاه خواهم كرد كه تو را دوست مى‌دارم.

إِلَهِي إِنْ كَانَ [قَدْ] صَغُرَ فِي جَنْبِ طَاعَتِكَ عَمَلِي فَقَدْ كَبُرَ فِي جَنْبِ رَجَائِكَ أَمَلِي

معبودا، اگرچه كارهاى من در كنار طاعت تو كوچك است، ولى آرزويم در كنار اميد به تو، بزرگ است.

إِلَهِي كَيْفَ أَنْقَلِبُ مِنْ عِنْدِكَ بِالْخَيْبَةِ مَحْرُوماً وَ قَدْ كَانَ حُسْنُ ظَنِّي بِجُودِكَ أَنْ تَقْلِبَنِي بِالنَّجَاةِ مَرْحُوماً

معبودا، چگونه نوميدانه از درگاه تو محروم بازگردم در حالى كه از بخشش تو اين گمان نيك را داشتم كه مهرورزانه رستگارم سازى؟ !

إِلَهِي وَ قَدْ أَفْنَيْتُ عُمُرِي فِي شِرَّةِ السَّهْوِ عَنْكَ وَ أَبْلَيْتُ شَبَابِي فِي سَكْرَةِ التَّبَاعُدِ مِنْكَ

معبودا، به راستى عمر خويش را در آزمندى غفلت از تو فنا كردم و جوانى‌ام را در مستى دورى از تو فرسودم.

إِلَهِي فَلَمْ أَسْتَيْقِظْ أَيَّامَ اغْتِرَارِي بِكَ وَ رُكُونِي إِلَى سَبِيلِ سَخَطِكَ

معبودا، آن روزها كه در برابر تو غرور مى‌ورزيدم و راه خشم تو را مى‌پوييدم، بيدار نشدم.

إِلَهِي وَ أَنَا عَبْدُكَ وَ ابْنُ عَبْدِكَ [عبديك‏] قَائِمٌ بَيْنَ يَدَيْكَ مُتَوَسِّلٌ بِكَرَمِكَ إِلَيْكَ

معبودا، اينك من، بنده‌ى تو و فرزند دو بنده‌ى تو [پدر و مادرم]، در پيشگاهت ايستاده‌ام و با كرم تو، به تو توسل جسته‌ام.

إِلَهِي أَنَا عَبْدٌ أَتَنَصَّلُ إِلَيْكَ مِمَّا كُنْتُ أُوَاجِهُكَ بِهِ مِنْ قِلَّةِ اسْتِحْيَائِي مِنْ نَظَرِكَ

معبودا، من بنده‌اى هستم كه از بى‌شرمى‌هايى كه پيش چشم تو كرده‌ام بى‌زارى مى‌جويم

وَ أَطْلُبُ الْعَفْوَ مِنْكَ إِذِ الْعَفْوُ نَعْتٌ لِكَرَمِكَ

و عفو تو را آرزومندم؛ زيرا عفو، ويژگى كرم تو است.

إِلَهِي لَمْ يَكُنْ لِي حَوْلٌ فَأَنْتَقِلَ بِهِ عَنْ مَعْصِيَتِكَ إِلَّا فِي وَقْتٍ أَيْقَظْتَنِي لِمَحَبَّتِكَ

معبودا، مرا ياراى آن نبود كه خود را از نافرمانى‌ات وارهانم، مگر آن‌گاه كه تو، مرا براى دوستى ورزيدن با خويش بيدارم ساختى و

وَ كَمَا [كلما] أَرَدْت أَنْ أَكُونَ كُنْت فَشَكَرْتُكَ بِإِدْخَالِي فِي كَرَمِكَ وَ لِتَطْهِيرِ قَلْبِي مِنْ أَوْسَاخِ الْغَفْلَةِ عَنْكَ

چنان‌كه [هرگاه]خواستى، شدم و از تو سپاسگزارى كردم كه مرا در قلمرو بخشش خويش درآورى و دلم را از آلودگى‌هاى غفلت از خود پاك ساختى.

إِلَهِي انْظُرْ إِلَيَّ نَظَرَ مَنْ نَادَيْتَهُ فَأَجَابَكَ وَ اسْتَعْمَلْتَهُ بِمَعُونَتِكَ فَأَطَاعَكَ

معبودا، همانند كسى كه ندايش كردى و پاسخ مثبت به تو داد و به يارى خويش به عمل واداشتى و از تو اطاعت نمود به من بنگر.

يَا قَرِيباً لَا يَبْعُدُ عَنِ الْمُغْتَرِّ بِهِ وَ يَا جَوَاداً لَا يَبْخَلُ عَمَّنْ رَجَا ثَوَابَهُ

معبودا، اى نزديكى كه از بنده‌ى فريفته‌ى به خويش دورى نمى‌گزينى و اى بخشايشگرى كه با بنده‌ى آرزومند پاداش خويش، بخل نمى‌ورزى.

إِلَهِي هَبْ لِي قَلْباً يُدْنِيهِ مِنْكَ شَوْقُهُ وَ لِسَاناً يرفع [يَرْفَعُهُ‏] إِلَيْكَ صِدْقُهُ وَ نَظَراً يُقَرِّبُهُ مِنْكَ حَقُّهُ

معبودا، به من دلى بخش كه مشتاقى‌اش او را به تو نزديك سازد و به من زبانى بخش كه راست‌گفتارى‌اش آن را به سوى تو بالا آورد [به سوى تو اوج گيرد]و به من ديده‌اى بخش كه حق بينى‌اش او را به تو نزديك گرداند.

إِلَهِي إِنَّ مَنْ تَعَرَّفَ بِكَ غَيْرُ مَجْهُولٍ وَ مَنْ لَاذَ بِكَ غَيْرُ مَخْذُولٍ وَ مَنْ أَقْبَلْتَ عَلَيْهِ‏ غَيْرُ مملوك [مَمْلُولٍ‏]

معبودا، هركس با تو شناخته شود، هرگز ناشناس نمى‌ماند و هركس به تو پناهنده شود، هرگز خوار نمى‌گردد و هركس تو به او روى آورى، هرگز بندگى ديگران را نمى‌پذيرد [خسته نمى‌گردد].

إِلَهِي إِنَّ مَنِ انْتَهَجَ بِكَ لَمُسْتَنِيرٌ وَ إِنَّ مَنِ اعْتَصَمَ بِكَ لَمُسْتَجِيرٌ وَ قَدْ لُذْتُ بِكَ يَا إلهي [سَيِّدِي‏]

معبودا، هر كس به تو راه يابد، همواره روشن است و هركس به تو دست آويزد، همواره در پناه تو است. اينك اى معبود [سرور]من، به تو پناه آورده‌ام،

فَلَا تُخَيِّبْ ظَنِّي مِنْ رَحْمَتِكَ وَ لَا تَحْجُبْنِي عَنْ رَأْفَتِكَ

پس خوشبينى‌ام به رحمت خويش را ناكام مگذار و از مهربانى‌ات دورم مگردان.

إِلَهِي أَقِمْنِي فِي أَهْلِ وَلَايَتِكَ مَقَامَ مَنْ رَجَا الزِّيَادَةَ مِنْ مَحَبَّتِكَ

معبودا، در ميان دوستان خويش، جايگاه كسى را به من ببخش كه به افزون شدن دوستى‌ات اميد بسته است.

إِلَهِي وَ أَلْهِمْنِي وَلَهاً بِذِكْرِكَ إِلَى ذِكْرِكَ وَ [اجْعَلْ‏] هِمَّتِي فِي رَوْحِ نَجَاحِ أَسْمَائِكَ وَ مَحَلِّ قُدْسِكَ

معبودا، شيفتگى پى‌درپى به ياد خود را به من الهام كن و همتم را در نشاط كاميابى نام‌هايت و جايگاه مقدست قرار ده.

إِلَهِي بِكَ عَلَيْكَ إِلَّا أَلْحَقْتَنِي بِمَحَلِّ أَهْلِ طَاعَتِكَ وَ الْمَثْوَى الصَّالِحِ مِنْ مَرْضَاتِكَ

معبودا، به تو، بر تو سوگند كه مرا به قرارگاه بندگان فرمانبر خويش و جايگاه شايسته‌ى خشنودى‌هايت بپيوندى؛

فَإِنِّي لَا أَقْدِرُ [أملك‏] لِنَفْسِي دَفْعاً وَ لَا أَمْلِكُ لَهَا نَفْعاً

زيرا من نه مى‌توانم خود را از چيزى برهانم و نه مى‌توانم سودى به خويشتن برسانم.

إِلَهِي أَنَا عَبْدُكَ الضَّعِيفُ الْمُذْنِبُ وَ مَمْلُوكُكَ الْمُنِيبُ

معبودا، اين منم بنده‌ى ناتوان و گنه‌كار و برده‌ى معيوب [كه به سويت آمده‌ام]،

فَلَا تَجْعَلْنِي مِمَّنْ صَرَفْتَ عَنْهُ وَجْهَكَ وَ حَجَبَهُ [حجبك‏] سَهْوُهُ عَنْ عَفْوِكَ

پس مرا از آنانى قرار نده كه از آنان روى برگردانده‌اى و غفلت، آنان را از عفوت دور ساخته است.

إِلَهِي هَبْ لِي كَمَالَ الِانْقِطَاعِ إِلَيْكَ وَ أَنِرْ أَبْصَارَ قُلُوبِنَا بِضِيَاءِ نَظَرِهَا إِلَيْكَ

معبودا، گسستن از همه و پيوستن به خود را به من ببخش و ديدگان دل‌هاى ما را با فروغ نگاهى كه به تو مى‌افكنند، روشنى بخش،

حَتَّى تَخِرَقَ أَبْصَارُ الْقُلُوبِ حُجُبَ النُّورِ فَتَصِلَ إِلَى مَعْدِنِ الْعَظَمَةِ وَ تَصِيرَ أَرْوَاحُنَا مُعَلَّقَةً بِعِزِّ قُدْسِكَ

تا ديدگان دل‌ها پرده‌هاى نور را بردرند و به سرچشمه‌ى بزرگوارى بار يابند و جان‌هايمان به شكوه قدس تو درآويزند.

إِلَهِي وَ اجْعَلْنِي مِمَّنْ نَادَيْتَهُ فَأَجَابَكَ وَ لَاحَظْتَهُ فَصَعِقَ لِجَلَالِكَ فَنَاجَيْتَهُ سِرّاً وَ عَمِلَ لَكَ جَهْراً

معبودا، مرا هم شمار كسانى ساز كه آنان را خواندى و پاسخت دادند و به آنان نگريستى و در برابر شكوه تو مدهوش گشتند و از آن پس، در نهان با آنان راز گفتى و آنان آشكارا براى تو كوشيدند.

إِلَهِي لَمْ أُسَلِّطُ عَلَى حُسْنِ ظَنِّي قُنُوطَ الْأَيَاسِ وَ لَا انْقَطَعَ رَجَائِي مِنْ جَمِيلِ كَرَمِكَ

معبودا، نوميدى را بر خوش‌گمانى خود چيره نساخته‌ام و اميدم از بخشش زيبايت گسسته نگشته است.

إِلَهِي إِنْ كَانَتِ الْخَطَايَا قَدْ أَسْقَطَتْنِي لَدَيْكَ فَاصْفَحْ عَنِّي بِحُسْنِ تَوَكُّلِي عَلَيْكَ

معبودا، هرچند اعمال نادرستم مرا نزدت فرومايه كرده‌اند؛ ولى به پاس توكل نيكم به تو از من درگذر.

إِلَهِي إِنْ حَطَّتْنِي الذُّنُوبُ مِنْ مَكَارِمِ لُطْفِكَ فَقَدْ نَبَّهَنِي الْيَقِينُ إِلَى كَرَمِ عَطْفِكَ

معبودا، هرچند گناهان، مرا از بلنداى بزرگمنشى‌هاى ناشى از لطفت به زير كشيده‌اند، ولى يقين به بزرگوارى مهرورزى‌ات بيدارم ساخته است.

إِلَهِي إِنْ أَنَامَتْنِي الْغَفْلَةُ عَنِ الِاسْتِعْدَادِ لِلِقَائِكَ فَقَدْ نَبَّهَتْنِي الْمَعْرِفَةُ بِكَرَمِ آلَائِكَ

معبودا، هرچند غفلت موجب شده است كه از آمادگى براى ملاقات با تو به خواب روم، ولى شناخت من از كرم نعمت‌هاى برجسته‌ات مرا هشيار ساخته است.

إِلَهِي إِنْ دَعَانِي إِلَى النَّارِ عَظِيمُ عِقَابِكَ فَقَدْ دَعَانِي إِلَى الْجَنَّةِ جَزِيلُ ثَوَابِكَ

معبودا، هرچند كيفر بزرگت مرا به سوى آتش جهنم فرا مى‌خواند، ولى پاداش فراوانت مرا به بهشت دعوت مى‌كند.

إِلَهِي فَلَكَ أَسْأَلُ وَ إِلَيْكَ أَبْتَهِلُ وَ أَرْغَبُ [وَ أَسْأَلُكَ‏] أَنْ تُصَلِّيَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ

معبودا، پس از تو نياز مى‌خواهم و به درگاه تو تضرع نموده و مى‌گرايم [و از تو درخواست مى‌كنم]كه بر محمد و آل محمد درود فرستى

وَ أَنْ تَجْعَلَنِي مِمَّنْ يُدِيمُ ذِكْرَكَ وَ لَا يَنْقُضُ عَهْدَكَ وَ لَا يَغْفُلُ عَنْ شُكْرِكَ وَ لَا يَسْتَخِفُّ بِأَمْرِكَ

و مرا هم شمار كسانى سازى كه همواره به ياد تواند و پيمان تو را نمى‌شكنند و از سپاس تو غفلت نمى‌ورزند و فرمانت را سبك نمى‌شمارند.

إِلَهِي وَ أَلْحِقْنِي بِنُورِ عِزِّكَ الْأَبْهَجِ فَأَكُونَ لَكَ عَارِفاً وَ عَنْ سِوَاكَ مُنْحَرِفاً وَ مِنْكَ خَائِفاً مُرَاقِباً

معبودا، مرا به درخشان‌ترين نور شكوه خويش پيوند بخش، تا شناساى تو گردم و از غير تو روى برتابم و تنها از تو بيم داشته و مراقبت ورزم،

يَا ذَا الْجَلَالِ وَ الْإِكْرَامِ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ رَسُولِهِ وَ آلِهِ الطَّاهِرِينَ وَ سَلَّمَ تَسْلِيماً كَثِيراً

اى شكوهمند و گرامى. درود و سلام فراوان خداوند بر حضرت محمد، فرستاده‌اش و بر خاندان پاك او.

[منبع]

۴ - صلوات شعبانیه

وَ مِنَ الدُّعَاءِ كُلَّ يَوْمٍ مِنْ شَعْبَانَ عِنْدَ الزَّوَالِ مَا رُوِّينَاهُ بِعِدَّةِ طُرُقٍ إِلَى جَدِّي أَبِي جَعْفَرٍ الطُّوسِيِّ وَ رَوَاهُ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ الطِّرَازِيُّ فِي كِتَابِهِ وَ وَجَدْنَاهُ بِخَطِّهِ فَقَالا فِيمَا رَوَيَا عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى الْعَطَّارِ قَالَ حَدَّثَنِي أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ السَّيَّارِيُّ قَالَ حَدَّثَنِي الْعَبَّاسُ بْنُ مُجَاهِدٍ عَنْ أَبِيهِ قَالَ‏

جدّم «ابو جعفر طوسى» و نيز «محمد بن على طرازى» در كتاب خود-كه براساس نسخه‌اى كه به خط خود او نگاشته شده است-آورده‌اند كه «عباس بن مجاهد» به نقل از پدرش گفت:

كَانَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ ع يَدْعُو عِنْدَ كُلِّ زَوَالٍ مِنْ أَيَّامِ شَعْبَانَ وَ فِي لَيْلَةِ النِّصْفِ مِنْهُ وَ يُصَلِّي عَلَى النَّبِيِّ ص بِهَذِهِ الصَّلَوَاتِ [الدعاء]

حضرت على بن حسين-عليهما السّلام-هنگام ظهر تمام روزهاى شعبان و نيز در شب نيمه‌ى شعبان اين دعا را خوانده و بدين صورت بر پيامبر اكرم-صلّى اللّه عليه و آله و سلّم-صلوات مى‌فرستاد:

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ

خدايا، بر محمد و آل محمد درود فرست،

شَجَرَةِ النُّبُوَّةِ وَ مَوْضِعِ الرِّسَالَةِ وَ مُخْتَلَفِ الْمَلَائِكَةِ وَ مَعْدِنِ الْعِلْمِ [و الصدق‏] وَ أَهْلِ بَيْتِ الْوَحْيِ

هم آنان كه درخت پيامبرى، جايگاه رسالت، محل آمدوشد فرشتگان، معدن دانش [و راستى]و خاندان وحى‌اند.

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ

خدايا، بر محمد و آل محمد درود فرست،

الْفُلْكِ الْجَارِيَةِ فِي اللُّجَجِ الْغَامِرَةِ يَأْمَنُ مَنْ رَكِبَهَا وَ يَغْرَقُ مَنْ تَرَكَهَا

هم آنان كه كشتى روان در موج‌هاى فروگيرنده‌اند، به‌گونه‌اى كه كسى بر اين كشتى سوار شود، ايمنى مى‌يابد و هركس آن را رها سازد، غرق مى‌گردد.

الْمُتَقَدِّمُ لَهُمْ مَارِقٌ وَ الْمُتَأَخِّرُ عَنْهُمْ زَاهِقٌ وَ اللَّازِمُ لَهُمْ لَاحِقٌ

هركه از آنان پيشى گيرد، از دين بيرون مى‌شود و هركه از آنان بازماند، تباه مى‌گردد و هركه با ايشان همراه شود به آنان مى‌پيوندد.

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدِ

خدايا، بر محمد و آل محمد درود فرست،

الْكَهْفِ الْحَصِينِ وَ غِيَاثِ المضطرين و المساكين [الْمُضْطَرِّ الْمُسْتَكِينِ‏] وَ مَلْجَإِ الْهَارِبِينَ وَ مُنْجِى الْخَائِفِينَ وَ عِصْمَةِ الْمُعْتَصِمِينَ

هم آنان كه پناهگاه امن و فريادرس گرفتاران و درماندگان [گرفتار و درمانده]و پناه گريختگان و نجات‌دهنده‌ى بيمناكان و دستاويز مددجويانند.

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ

خدايا، بر محمد و آل محمد درود فرست،

صَلَاةً كَثِيرَةً طَيِّبَةً تَكُونُ لَهُمْ رِضًا وَ لِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ أَدَاءً وَ قَضَاءً بِحَوْلٍ مِنْكَ وَ قُوَّةٍ يَا رَبَّ الْعَالَمِينَ

درودى سرشار و پاكيزه كه آنان را خشنود كند و سبب شود تا به يارى و نيروى تو-اى پروردگار جهانيان-حق محمد و آل محمد-درود تو بر او و بر آنان-را ادا نموده [و به جاى آوريم].

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ

خدايا، بر محمد و آل محمد درود فرست،

الطَّاهِرِينَ الْأَخْيَارِ الَّذِينَ أَوْجَبْتَ حَقَّهُمْ وَ فَرَضْتَ طَاعَتَهُمْ وَ وَلَايَتَهُمْ

همان خاندان پاك و نيك و برگزيده كه حقشان را واجب نموده فرمان‌برى و دوستى آنان را بايسته نموده‌اى.

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ

خدايا، بر محمد و آل محمد درود فرست.

اللَّهُمَّ وَ اعْمُرْ قَلْبِي بِطَاعَتِكَ وَ لَا تُخْزِنِي بِمَعْصِيَتِكَ

خدايا، دلم را با طاعت و فرمان‌برى از خود آباد گردان و با نافرمانى‌ات رسوايم مكن

وَ ارْزُقْنِي مُوَاسَاةَ مَنْ قَتَّرْتَ‏ عَلَيْهِ مِنْ رِزْقِكَ بِمَا وَسَّعْتَ عَلَيَّ مِنْ فَضْلِكَ

و چنان‌كه با كسانى كه روزى خود را بر آنان تنگ و اندك مقرر داشته‌اى، با روزى افزونى كه به من ارزانى داشته

وَ نَشَرْتَ عَلَيَّ مِنْ عَدْلِكَ وَ أَحْيَيْتَنِي تَحْتَ ظِلِّكَ

و با دادگرى‌ات كه بر من گسترده و در زير سايه‌ات زندگانى بخشيده‌اى، هم‌دردى نمايم

وَ هَذَا شَهْرُ نَبِيِّكَ سَيِّدِ رُسُلِكَ صَلَوَاتُكَ عَلَيْهِ وَ آلِهِ شَعْبَانُ الَّذِي حَفَفْتَهُ بِالرَّحْمَةِ وَ الرِّضْوَانِ

و اين ماه، ماه پيامبرت، سرور رسولان-درودهاى تو بر او و خاندان او-و ماه شعبان است كه رحمت و خشنودى خود را بر آن درپيچيده‌اى،

الَّذِي كَانَ رَسُولُكَ صَلَوَاتُكَ عَلَيْهِ وَ آلِهِ يَدْأَبُ فِي صِيَامِهِ وَ قِيَامِهِ

همان ماهى كه رسول تو-درودهاى تو بر او و خاندان او-براى اخلاص بزرگداشت و تعظيم آن،

فِي لَيَالِيهِ وَ أَيَّامِهِ بُخُوعاً لَكَ فِي إِكْرَامِهِ وَ إِعْظَامِهِ إِلَى مَحَلِّ حِمَامِهِ

پيوسته تا زمان رحلتش در روزهاى آن به روزه‌دارى و در شب‌هاى آن به شب‌خيزى مى‌پرداخت.

اللَّهُمَّ فَأَعِنَّا عَلَى الِاسْتِنَانِ بِسُنَّتِهِ فِيهِ وَ نَيْلِ الشَّفَاعَةِ لَدَيْهِ

خدايا، پس ما را نيز بر پيروى از راه و روش ايشان در آن و در نتيجه‌ى نيل به شفاعت او، يارى ده.

اللَّهُمَّ فَاجْعَلْهُ لِي شَفِيعاً مُشَفَّعاً وَ طَرِيقاً إِلَيْكَ مَهْيَعاً

خدايا، او را شفاعتگر من كه شفاعتش مورد پذيرفته است و راهى گشاده به سوى خود قرار ده و مرا پيرو او بگردان،

وَ اجْعَلْنِي لَهُ مُتَّبِعاً حَتَّى أَلْقَاهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ عَنِّي رَاضِياً وَ عَنْ ذُنُوبِي غَاضِياً

تا اين‌كه در روز قيامت با او ملاقات كنم، در حالى كه از من خشنود است و از گناهانم چشم پوشيده است

وَ قَدْ أَوْجَبْتَ لِي مِنْكَ الْكَرَامَةَ وَ الرِّضْوَانَ وَ أَنْزَلْتَنِي دَارَ الْقَرَارِ وَ مَحَلَّ الْأَخْيَار

و تو نيز كرامت و خشنودى خود را بر من بايسته نموده و مرا در سراى جاودانه و جايگاه نيكان منزل داده‌اى.

[منبع]

۵ - نماز پنج شنبه های ماه شعبان

عَنْ مَوْلَانَا عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ ع قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص‏

به نقل از مولى علىّ بن ابى طالب-عليه السّلام-آمده است كه رسول خدا-صلّى اللّه عليه و آله و سلّم-فرمود:

تَتَزَيَّنُ السَّمَاوَاتُ فِي كُلِّ خَمِيسٍ مِنْ شَعْبَانَ فَتَقُولُ الْمَلَائِكَةُ إِلَهَنَا اغْفِرْ لِصَائِمِهِ وَ أَجِبْ دُعَاءَهُمْ

آسمان‌ها در پنجشنبه‌هاى ماه شعبان آراسته مى‌گردند و فرشتگان مى‌گويند: معبودا، روزه‌داران اين روز را بيامرز و دعايشان را اجابت فرما.

فَمَنْ صَلَّى فِيهِ رَكْعَتَيْنِ يَقْرَأُ فِي كُلِّ رَكْعَةٍ فَاتِحَةَ الْكِتَابِ مَرَّةً وَ قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ مِائَةَ مَرَّةٍ

از اين‌رو، هركس در پنجشنبه‌هاى شعبان  ۲ ركعت نماز-در هر ركعت «فاتحة الكتاب»  یک  بار و سوره‌ى «قُلْ هُوَ اَللّهُ أَحَدٌ» صد بار-بخواند

فَإِذَا سَلَّمَ صَلَّى عَلَى النَّبِيِّ ص مِائَةَ مَرَّةٍ قَضَى اللَّهُ لَهُ كُلَّ حَاجَةٍ مِنْ أَمْرِ دِينِهِ وَ دُنْيَاهُ وَ مَنْ صَامَ فِيهِ يَوْماً وَاحِداً حَرَّمَ اللَّهُ جَسَدَهُ عَلَى النَّارِ

و بعد از سلام، صد بار بر پيامبر صلوات بفرستد، خداوند همه‌ى حوايج دينى و دنيوى او را برآورده مى‌سازد و هركس يك روز از شعبان را روزه بدارد، خداوند بدن او را بر آتش جهنم حرام مى‌گرداند

[منبع]

۶ - ذکر آخرین جمعه شعبان تا آخر این ماه

رَوَيْنَا ذَلِكَ بِإِسْنَادِنَا إِلَى أَبِي جَعْفَرِ بْنِ بَابَوَيْهِ مِنْ كِتَابِ عُيُونِ أَخْبَارِ الرِّضَا ع فَقَالَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ عَبْدِ السَّلَمِ بْنِ صَالِحٍ الْهَرَوِيِّ قَالَ‏

«ابو جعفر ابن بابويه» در كتاب «عيون اخبار الرّضا-عليه السّلام-» نقل كرده است كه «عبد السّلام بن صالح هروى» مى‌ گويد:

دَخَلْتُ عَلَى أَبِي الْحَسَنِ عَلِيِّ بْنِ مُوسَى الرِّضَا ع فِي آخِرِ جُمُعَةٍ مِنْ شَهْرِ شَعْبَانَ

در جمعه‌ آخر ماه شعبان به خدمت حضرت ابو الحسن علىّ بن موسى الرّضا-عليهما السّلام-وارد شدم.

فَقَالَ لِي يَا أَبَا الصَّلْتِ إِنَّ شَعْبَانَ قَدْ مَضَى أَكْثَرُهُ وَ هَذَا آخِرُ جُمُعَةٍ فِيهِ فَتَدَارَكْ فِيمَا بَقِيَ تَقْصِيرَكَ فِيمَا مَضَى مِنْهُ

حضرت خطاب به من فرمود: اى ابا صلت! اكثر ماه شعبان گذشت و اين آخرين جمعه‌ آن است، پس در مقدار باقى‌ مانده از آن، تقصير خود در گذشته را جبران كن

وَ عَلَيْكَ بِالْإِقْبَالِ عَلَى مَا يُعِينُكَ وَ أَكْثِرْ مِنَ الدُّعَاءِ وَ الِاسْتِغْفَارِ وَ تِلَاوَةِ الْقُرْآنِ وَ تُبْ إِلَى اللَّهِ مِنْ ذُنُوبِكَ

و بسیار دعا و استغفار کن و قرآن را تلاوت کن و از گناهانت به درگاه خدا توبه نما،

لِيُقْبِلَ شَهْرُ رَمَضَانَ إِلَيْكَ وَ أَنْتَ مُخْلِصٌ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ لَا تَدَعَنَّ أَمَانَةً فِي عُنُقِكَ إِلَّا أَدَّيْتَهَا

تا ماه رمضان در حالى بر تو وارد شود كه خود را براى خداوند خالص گردانيده‌ اى. مبادا امانتى را كه بر عهده‌ تو است فروگذارى و پرداخت نكنى

وَ فِي قَلْبِكَ حِقْداً عَلَى مُؤْمِنٍ إِلَّا نَزَعْتَهُ وَ لَا ذَنْباً أَنْتَ مُرْتَكِبُهُ إِلَّا أَقْلَعْتَ عَنْهُ وَ اتَّقِ اللَّهَ

و به مؤمنى كينه داشته باشى و آن را از دل برنكنى و گناهى مرتكب شده باشى و از آن دل برنكنى. تقواى خدا را پيشه كن

وَ تَوَكَّلْ عَلَيْهِ فِي سِرِّ أَمْرِكَ وَ عَلَانِيَتِكَ [وَ عَلَانِيَتِهِ‏] (وَ مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ

و در آشكار و نهان بر او توكّل نما: (و هركس بر خدا توكّل كند، خدا خود براى او بس است.

إِنَّ اللَّهَ بالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَيْ‏ءٍ قَدْراً) وَ أَكْثِرْ مِنْ أَنْ تَقُولَ فِي مَا بَقِيَ مِنْ هَذَا الشَّهْرِ

خداوند كار خود را به پايان مى‌ رساند و براى هر چيزى اندازه‌ مشخّصى قرار داده است.) و در مقدار باقى‌ مانده از ماه شعبان، بسيار بگو:

اللَّهُمَّ إِنْ لَمْ تَكُنْ غَفَرْتَ لَنَا فِيمَا مَضَى مِنْ شَعْبَانَ فَاغْفِرْ لَنَا فِيمَا بَقِيَ مِنْهُ

خداوندا، اگر مرا در ايّامى كه از شعبان گذشته نيامرزيده‌ اى، در مقدارى كه از آن باقى مانده بيامرز.

فَإِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى يُعْتِقُ فِي هَذَا الشَّهْرِ رِقَاباً مِنَ النَّارِ لِحُرْمَةِ هَذَا الشَّهْرِ [لِحُرْمَةِ شَهْرِ رَمَضَانَ‏]

زيرا خداوند-تبارك و تعالى-در اين ماه به حرمت ماه رمضان افراد بسيارى را از آتش جهنّم آزاد مى‌ كند.

[منبع]
ساخته شده به عشق اباصالح المهدی صلوات الله و سلامه علیه
ایمیل : admin mahdi14.com
شبکه های اجتماعی : mahdi14dotcom